تاريخچه نماز بر اساس روايات شيعي
بر اساس روايتي از امام صادق ع نماز هاي پنج گانه از زمان هبوط حضرت آدم عع بوده است (منلايحضرهالفقيه ج : 1 ص : 214)
644- مَا رَوَاهُ الْحُسَيْنُ بْنُ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ لَمَّا أُهْبِطَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ ظَهَرَتْ بِهِ شَامَةٌ سَوْدَاءُ فِي وَجْهِهِ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ فَطَالَ حُزْنُهُ وَ بُكَاؤُهُ عَلَى مَا ظَهَرَ بِهِ فَأَتَاهُ جَبْرَئِيلُ ع فَقَالَ لَهُ مَا يُبْكِيكَ يَا آدَمُ فَقَالَ مِنْ هَذِهِ الشَّامَةِ الَّتِي ظَهَرَتِ بِي قَالَ قُمْ يَا آدَمُ فَصَلِّ فَهَذَا وَقْتُ الصَّلَاةِ الْأُولَى فَقَامَ فَصَلَّى فَانْحَطَّتِ الشَّامَةُ إِلَى عُنُقِهِ فَجَاءَهُ فِي الصَّلَاةِ الثَّانِيَةِ فَقَالَ قُمْ فَصَلِّ يَا آدَمُ فَهَذَا وَقْتُ الصَّلَاةِ الثَّانِيَةِ فَقَامَ فَصَلَّى فَانْحَطَّتِ الشَّامَةُ إِلَى سُرَّتِهِ فَجَاءَهُ فِي الصَّلَاةِ الثَّالِثَةِ فَقَالَ يَا آدَمُ قُمْ فَصَلِّ فَهَذَا وَقْتُ الصَّلَاةِ الثَّالِثَةِ فَقَامَ فَصَلَّى فَانْحَطَّتِ الشَّامَةُ إِلَى رُكْبَتَيْهِ فَجَاءَهُ فِي الصَّلَاةِ الرَّابِعَةِ فَقَالَ يَا آدَمُ قُمْ فَصَلِّ فَهَذَا وَقْتُ الصَّلَاةِ الرَّابِعَةِ فَقَامَ فَصَلَّى فَانْحَطَّتِ الشَّامَةُ إِلَى قَدَمَيْهِ فَجَاءَهُ فِي الصَّلَاةِ الْخَامِسَةِ فَقَالَ يَا آدَمُ قُمْ فَصَلِّ فَهَذَا وَقْتُ الصَّلَاةِ الْخَامِسَةِ فَقَامَ فَصَلَّى فَخَرَجَ مِنْهَا فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع يَا آدَمُ مَثَلُ وُلْدِكَ فِي هَذِهِ الصَّلَوَاتِ كَمَثَلِكَ فِي هَذِهِ الشَّامَةِ مَنْ صَلَّى مِنْ وُلْدِكَ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ خَمْسَ صَلَوَاتٍ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَمَا خَرَجْتَ مِنْ هَذِهِ الشَّامَةِ
اما دشمنان اهل بيت ميگويند :
چهار شعار ديني(نماز- زكات ? روزه ? حج ) از ابراهيم به محمد رسيده است و محمد در اين مورد پيرو ابراهيم است.
اين چهار شعار قبل از ابراهيم نبوده است. مثلا نوح پيامبر خدا فقط به عبادت خدا دعوت ميكرد. يك آيه هم پيدا نمي شود كه نوح به پيروانش گفته باشد كه نماز بخوانيد.
در تاريخ پيامبر اسلام آمده که کسي که نماز پيامبر اسلام حضرت محمد مصطفي ص به همراه حضرت علي و خديجه ، را مشاهد ميکرد تعجب کرده و دانسته که دين جديدي آمده .
وصف نماز مشرکان هم در قرآن آمده :
وَمَا كَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكَاء وَتَصْدِيَةً فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ
(آنها که مدّعى هستند ما هم نماز داريم،) نمازشان نزد خانه (خدا)، چيزى جز «سوت کشيدن» «کف زدن» نبود؛ پس بچشيد عذاب (الهى) را بخاطر کفرتان!
اما دشمنان اهل بيت ميگويند :
دعاى ارتباطى(نمازى) را که مخالفان محمد هم مى خواندند
تمام جوامع عرب قبل و بعد از زمان محمد رسول خدا پيرو دين ابراهيم بودند. از اين قرار، ابو لهب، ابو جهل و مشرکين قريش نمازهاى پنج گانه را مانند ما انجام مى دادند، با استثناء فاتحه ابراهيمى بجاى فاتحه قرآنى.
طريقه نماز در روايات اهل بيت آمده است (منلايحضرهالفقيه ج : 1 ص : 300 الي 323)
اما مخالفان اهل بيت منکر آن هستند :
اما واقعا اگر قرآن كامل است پس چرا طريقه نماز خواندن در آن نيست؟
فلسفه كار اين است كه خدا خودش در اين مورد مارا تابع بنيانگذار اسلام (ابراهيم) كرده است. اين خواست خداست كه در اين مورد ما تابع ملت ابراهيم هستيم. جالب اين است كه ما بايد صحيح بودن و غلط بودن مناسك ابراهيم را از طريق قرآن بسنجيم. مثلا آنهايي كه در نمازشان محمد و علي را ذكر ميكنند. طبق آيات قرآن نماز آنان باطل است و مشركند.و ضايع كردن نماز يعني همين. خواست خداي بزرگ هميشه بالاي خواست شيطان است. زيرا كه طريق نماز خواندن در كتابهاي حديثشان اصلا وجود ندارد!
حقيقت اين است که خداوند در زمين خليفه دارد (وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ
)بقره30 نمونه اي ديگر:(يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ
)ص26
وهرگاه خليفه اي بميرد خليفه اي ديگر جاي او را مي گيرد تا يوم الساعة که آسمان و زمين دگرگون شود در زمين خليفه مي باشد ، واين خليفه را خداوند قرار داده (إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً)، نه اين که مردم آن را انتخاب کنند .
و ما خلفاي الهي را نمي پرستيم بلکه راه خداپرستي را از آنان مي آموزيم ، و به همين علت به آنان احترام گذاشته بر آنان صلوات فرستاده ، و به دستور الهي (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
)مائده35 ، آنان را وسيله اي براي عبادت خداوند يگانه قرار مي دهيم .
اما همان طور که بيان شد خليفه را خداوند قرار ميدهد و به دست مردم نيست که در قرآن در باره مشرکان و بت پرستان آمده (أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا
)اسراء57
اما دشمن اهل بيت چه مي گويد:
در نماز اگر كسي اسم علي و حسين و ... را ذكر كند دچار شرك شده است.
آيا فقط ذکر نام کسي باعث شرک مي شود ؟!!! آيا اعوذبالله من الشيطان الرجيم گفتن هم شرک است(چون نام شيطان را در نماز ذکر کرديم)؟!!! ما گاهي در نمازهايمان براي دوستان خدا دعا ميکنيم و دشمنلن خدا را لعنت مي کنيم ، آيا اين شرک است؟!!!
اين اهل سنت هستند که حلال خدا را به دستور عمر حرام کردند(نمونه اش ازدواج موقت است «متعة النساء» ، پس آنان غافلانه به خدا شرک آورده اند با اين حال ما آنان را نجس نمي دانيم بلکه مشرکي را نجس ميدانيم که آگاهانه و آشکارا شرک بورزد .
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 0:25 توسط م سنجر